کی می رسد باران-نیما یوشیج
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:32
خشک آمد کشتگاه مندر جوارکشت همسایه.گرچه می گویند:« می گریند روی ساحل نزدیکسوگواران در میان سوگواران»قاصد روزان ابری داروگ ! کی می رسد باران؟بربساطی که بساطی نیستدر درون کومه ی تاریک من که ذرّه ای با آن نشاطی نیستو جدار دنده های نی به دیوار اتاقم دارد از خشکیش می ترکد- چون دل یاران که در هجران یاران-...
گمشده-سارا تیزدیل
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:32
از آن تو نیستمگمشده ات نیستمگر چه آرزویم این بود که گمشده ات باشمچون پرتو شمعی در روشنایی روزیا بسان برف ریزه ایدر دریای بی کران گم گشته امدوست می داری مرابا اینکه هنوز در جستجوی توامدر تقلای روح تو
وقتی این شعر را بخوانی....
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:32
وقتی که تواین شعر را بخوانیشاید من در شهر دیگری باشم !شعری که از پاییزی تلخو عشقی که به عبث می پیمودسخن میگفت .شعری که در بادها می وزیددور و تنهاآماده بودزیرا که مرگقایقی سفید رنگ بودقایقی غرق شده که تمام دریاهای سیاهاو را می خوانندمرگشکل ستاره های خاموشو آدرس هایی پارهمرگشبیه چمنزاری سوخته بودوقتی ...
سایه ها- خوزه آنخل والنته
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:32
سایه هااز درونم سر بر می کشندشب برافراشته می شود آرام آرام .خورشیدی تاریکتشعشعش فروکاسته می شودو دَوَرانما را به خود می خواندورای زمان .با من بگو !آنگاه که بر کرانه ی آب ها نشسته امنظاره گر سایه هایی که سراغم می آیندبا من بگو !آیا خاطرات محو ناشدنی ات از بین خواهند رفت ؟ “برگردان : مهیار مظلومی”
در باب مفهوم زندگی
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:32
چه چیز باشد آنچه زندگیش خوانند؟؟ • دقیقا مرز انسانیت با حیوان از لحظه تفکر به این سوال مشخص می شود و شدت هر کدام در نحوه پاسخ به این سوال خود را نمایان می کند. انسان تنها موجود دارای تفکر انتزاعی می ب
خاطرات
-
تاریخ: 1398/2/1 ساعت: 7:08
تقدیم به د_الف در خاطراتِ من و تو جای سفر خالیستجای یک روزِ تمامکنار هم بودنخالیستجای یک دلِ سیر پرسه زدن در خیابان هاخالیستجای چند دقیقه گپ زدنبا خیالِ راحتخالیستجای بوسهخالیستو ما هنوز عاشقِ همیمهنوزخاطراتِ بی تصویرخاطراتِ بی صداشعر می شودنقش می شودسفرپرسهگپبوسهمی شودو همهخاطراتِ من و تو رابرای هم...
رسم- ندی انسی الحاج
-
تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 5:28
تو را با خطوط سیاه میکشمو موهایت را با نقطه چینلبهایت رالبهایت را درون چشمهایم پنهان میکنمکمی دریا را به چشمهایت میریزمولی دریا را رسم نمیکنماندامت را سفید میکشمسینه هایت را سفیددستهایت را و پاهایت راآنگاه پرده ای روی آن میکشمتا حسرت دیدن تو بماند روی دل همگانتنها خودم تو را دیدهامبی پردهبرهنه
برای داشتن تو- سهام الشعشاع
-
تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 5:28
به خوابم اگر نیایی به همه خواهم گفتخورشید را که روی زمین راه می رفتخواهم گفت: اقیانوسها را که به دست گرفته بودیو باچشمانت چگونه شب را روز می کردیبرای داشتن تواگر بخواهی خنجر به گلو می گیرموعید عشاق
سویت- سهام الشعشاع
-
تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 5:28
مرا کسی به سویت نیاوردفقط راهها به تو رساندند مراچرا که زندگی به فصلها منتهی میشودو من خارهای روز قیامتم را رویانده واز وهم و خیال خویش به هوش آمدهامتا راهم مرا دریابدوقتی که شهرها مرا عوض کردندسا
غریبانه- هوشنگ ابتهاج
-
تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 5:28
پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنمکه بیانی چو زبان تو ندارد سخنمره مگردان و نگه دار همین پرده ی راستتا من از راز سپهرت گرهی باز کنمصبر کن ای دل غم دیده که چون پیر حزینعاقبت مژده ی نصرت رسد از پیرهنمچه
پدرو سالیناس
-
تاریخ: 1397/9/28 ساعت: 6:23
نمیخواهم برای زیستن جزایر، قصرها و برجها را. چه لذتی فراتر از زیستن در ضمایر! اكنون دگر بركن لباست را نشانیها و تصاویر را. من، تورا اینگونه نمیخواهم هماره در هیبت دیگری، دخترِ همیشه از چیزی. تو ر
تو را دوست می دارم
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:26
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم تو را به خاطر عطر نان گرم برای برفی که آب می شود دوست می دارم تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست می د
فرصت
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:26
ای زنی که درون ِ آینده،درون فلفل و دانه های انار منزل کرده ای،به من کشوری بده...تا مجبور شوم،تمام ِ کشورها را فراموش کنم...و به من فرصت بده،تا از این چهره ی اندلسی،این صدای اندلسی،این مرگ ِ اندلسی،که از هر سو می آیددوری کنم... بگذار فرصت پیدا کنم،تا آمدن ِ سیل را پیشگویی کنم... ای زنی که در میان ِ ک...
یکبار دیگر
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:26
این بار زنده می خواهمتنه در رویا نه در مجاز این که خسته بیایی بنشینی در برابرم در این کافه پیرنه لبخند بزنی آن گونه که در رویاست ونه نگاه عاشقانه بدوزی در نگاهم صندلی ات را عوض کنیدر کنارم بنشینیسر خسته ات را روی شانه ام بگذاری وبه جای دوستت دارم بگویی " گم کرده ام تو را، کجایی؟" کلوناریس شاعر یونان...
پاییز
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:26
u200d بررسی از مرجع پاییز طبق کپی رایت بر فراز برگهائیست که عاشق ما هستندو بالای سر موشهایی که در میان بافه های عریان گل ها، رهاینداز ترس اوسمان های کوهیبرگ های توت فرنگی وحشیرنگ پریدهو روح ِغمگین ِماخسته زمان افول ِاین عشق، احاطه مان کرده ستبیا سهیم شویمبا بوسهایبا اشکی نشسته بر چهره ی پژمردهمانپیش...
تماشا
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:26
هر کس به بررسی از مرجع تماشا طبق کپی رایت یی رفتند به صحرایی ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی یا چشم نمیبیند یا راه نمیداند هر کاو به وجود خود دارد ز تو پروایی دیوانه عشقت را جایی نظر افتادهست کآنجا نتواند رف
باور
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:26
باور نداشتم که زنی بتواند شهری را بسازد و به آن آفتاب و دریا ببخشد و تمدن. دارم از یک شهر حرف می زنم! تو سرزمین منی! صورت و دست های کوچکت، صدایت، من آنجا متولد شده ام و همانجا می میرم! "نزار قبانی"
آفتاب
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:26
چندان به تماشایش برنشستیم که بامدادی دیگر برآمد و بهاری دیگر از چشم اندازهای بی برگشت در رسید ازعشق تن جامهای ساختیم روئینه نبردی پرداختیم که حنظل انتظار بر ما گوارا آمد ای بررسی از مرجع آفتاب طبق کپی رایت که برنیامدنت شب ر
سکوت- فریدون مشیری
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:26
من سکوت خویش را گم کرده ام لاجرم در این هیاهو گم شدم من که خود افسانه می پرداختم عاقبت افسانه مردم شدم ای سکوت ای مادر فریاد ها ساز جانم از تو پر آوازه بود تا در آغوش تو راهی داشتم چون شراب کهنه شع
یکشنبه غم انگیز-دیامانتا گالاس
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:26
بررسی از مرجع یکشنبه طبق کپی رایت ای غمگین است، من منتظر ماندم و ماندم با گل هایی در دستم برای رویایی که ساخته بودم منتظر ماندم تا زمانی که رویا هایم مانند قلبم شکستند گل ها همه مردند و حرف ها ناگفتنی شدند ضربان قلبم مثل ناقوس