برچسب:
نویسنده: کیان حبیبی
بسان هر پدیده ای که آغاز و پایان دارد این وبلاگ به پایان خود رسید و بعد 11 سال فکر می کنم زمان مناسبی است. از همه کسانی که در این مدت با پیام هایشان دلگرمی دادند تشکر می کنم.
به پایان آمد این دفتر و حکایتی باقی نیست
برچسب:
نویسنده: کیان حبیبی
برچسب:
نویسنده: کیان حبیبی
دوست ماندن پس از پایان عشق تحقیرم میکند. نقل مکان از یک شور و شوق بیکران به یک سوییت کوچک صمیمی برایم وسوسهبرانگیز نیست. ترجیح میدهم یکسره خیابان نشین شوم.
-اریک امانوئل اشمیت
برچسب:
نویسنده: کیان حبیبی
برچسب:
نویسنده: کیان حبیبی
تو همچون سرزمین,ی هستی
که هیچ کس
هرگز از تو سخنی نگفته است
چشم به راه هیچ چیز نیستی
جز واژه ها
#چزاره_پاوزه
لینک_دانلود
برچسب:
نویسنده: کیان حبیبی
برچسب:
نویسنده: کیان حبیبی
برچسب:
نویسنده: کیان حبیبی
برچسب:
نویسنده: کیان حبیبی
دوستت دارم که
چنین
دیوانهوار و نجوا کنان
شباهنگام به سوی تو آمدم
که دوستت دارم
و تا فراموشم نتوانی کرد
روانت را با خود بردم
با من است
روان تو
هم اکنون
برای من است
به تمامی
در خوشیها
و
ناخوشیها
و
هیچ فرشتهای
نخواهد توانست
تو را از
عشق سرکش و سوزان من
رهایی بخشد
هرمان هسه
برچسب:
نویسنده: کیان حبیبی
بی هیچ نام میآیی
اما تمام نامهای جهان با توست
وقت غروب نامت دلتنگیست
وقتی شبانه
چون روحی عریان میآیی
نام تو وسوسه است
زیر درخت سیب نامت حواست
و چون به ناگزیر
با اولین نفس که سحر میزند میگریزی
نام گریزناکت
رویاست...
حسین منزوی
برچسب:
نویسنده: کیان حبیبی
زمان آن رسیده است
که دوست داشتن
صدای نغزِ عاشقانهای شود
که از گلوی گرم تو طلوع میکند
مرا به خوابِ عشقِ اولِ جوانیام رجوع دادهای
به من بگو چگونه این جهان جوان شود
بگو چگونه راز عاشقان عیان شود
عطش برای دیدنِ تو سوخته زبانِ من
به من بگو، عطش
چگونه بیزبان، بیان شود
نگاهِ آخرینِ من اگر همین روا بوَد
که لحظهای، برای لحظهای فقط
بهار، منظرِ نگاهِ من شود...
تو مهربان من، بیا کنار پنجره
که آفتابِ روح من عیان شود...
رضا براهنی
برچسب:
نویسنده: کیان حبیبی