خرید بک لینک
بر شاخه های درخت غاردو کبوترتاریک دیدمیکی خورشید بود وآن دیگری ماههمسایه های کوچکبا آنان چنین گفتمگور من کجا خواهد بوددر دنباله دامن منچنین گفت خورشیددر گلوگاه منچنین گفت ماهومن که زمین را بر گرده خویشداشتم و پیش می رفتمدو عقاب دیدم همه از برفو دختری سراپا عریانکه یکی دیگری بود و دختر هیچکس نبودعقابان کوچکبه آنان چنین گفتمگور من کجا خواهد بوددر دنباله دامن منچنین گفت خورشیددر گلوگاه منچنین گفت ماهبر شاخساراندرخت غار دو کبوتر عریان دیدمیکی دیگری بود و هردو هیچ نبودند#لورکالینک تلگرام + نوشته شده در یکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ساعت 19:51 توسط شاهد عینی  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان حبیبی تاريخ: پنجشنبه 29 دی 1401 ساعت: 12:20

من در آستانه چند سالگی ام؟
با احتساب روزها
صد سال خسته
با احتساب شب ها
هزار سال منتظر
با احتساب عشق...
چند سال است مُرده ام!

عليرضا شايگان

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۱ ساعت 20:40 توسط شاهد عینی  | 

برچسب: نویسنده: کیان حبیبی تاريخ: پنجشنبه 29 دی 1401 ساعت: 12:20

بسان هر پدیده ای که آغاز و پایان دارد این وبلاگ به پایان خود رسید و بعد 11 سال فکر می کنم زمان مناسبی است. از همه کسانی که در این مدت با پیام هایشان دلگرمی دادند تشکر می کنم.

به پایان آمد این دفتر و حکایتی باقی نیست

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۱ ساعت 20:28 توسط شاهد عینی  | 

برچسب: نویسنده: کیان حبیبی تاريخ: پنجشنبه 29 دی 1401 ساعت: 12:20


هنگامی که از او پرسیدند:
«چرا همواره جامه های سیاه بر تن میکنی؟»
پاسخ داد: «من سوگوار زندگانی ام هستم.»

آنتوان چخوف

+ نوشته شده در یکشنبه ۳ مهر ۱۴۰۱ ساعت 11:24 توسط شاهد عینی  | 

برچسب: نویسنده: کیان حبیبی تاريخ: شنبه 9 مهر 1401 ساعت: 13:53

همهی ما اندک'>اندکاندک تنها میشویم.یکی خود را در زلالی آب غرق میکندآن یکی دلواپس عشق میشود و سکوت میکندچون تسلیم شده استآرام آرام تنهایی اسم میشوداسم زمان میشوداسم مکان میشوداسم روزگار در بند میشوداسم خیابان میشوداسم زمستان میشودهمهی ما حیران در بیمارستان پردهها را کنار میزنیمکه خورشید و ماه را ببینیم...اما خورشید و ماه ...مبدل به دو تکه سنگ لغزان شدهاند...همهی ما اندکاندک تنها میشویم!#احمد_رضا_احمدیلینک تلگرام + نوشته شده در سه شنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 21:11 توسط شاهد عینی  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان حبیبی تاريخ: سه شنبه 10 خرداد 1401 ساعت: 14:57

زنی که
شعر میفهمد را
نمیتوانید به شیوهای معمولی
دوست بدارید.

#موهسین_اوانلو
لینک تلگرام

+ نوشته شده در شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 20:8 توسط شاهد عینی  | 

برچسب: نویسنده: کیان حبیبی تاريخ: سه شنبه 10 خرداد 1401 ساعت: 14:57

دوست ماندن پس از پایان عشق تحقیرم میکند. نقل مکان از یک شور و شوق بیکران به یک سوییت کوچک صمیمی برایم وسوسهبرانگیز نیست. ترجیح میدهم یکسره خیابان نشین شوم.

-اریک امانوئل اشمیت

+ نوشته شده در شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 20:10 توسط شاهد عینی  | 

برچسب: نویسنده: کیان حبیبی تاريخ: سه شنبه 10 خرداد 1401 ساعت: 14:57

من تو را تصویر, خواهم کردتو را به رنگبه نورو به آوازهای رنگین تبدیل خواهم کردتو را به گلبه کوه ، و به رودخانه های خروشانتبدیل خواهم کردمن از تو دنیا را خواهم ساختو برای تو ، دنیا رااگر سخنم را باور نمیکنیهنوز قدرت دوست داشتن را باور نکرده اینادر ابراهیمیلینک تلگرام + نوشته شده در پنجشنبه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان حبیبی تاريخ: پنجشنبه 1 ارديبهشت 1401 ساعت: 8:26

تو همچون سرزمین,ی هستی
که هیچ کس
هرگز از تو سخنی نگفته است
چشم به راه هیچ چیز نیستی
جز واژه ها

#چزاره_پاوزه
لینک_دانلود

+ نوشته شده در شنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۱ ساعت 20:52 توسط شاهد عینی  | 

برچسب: نویسنده: کیان حبیبی تاريخ: پنجشنبه 1 ارديبهشت 1401 ساعت: 8:26

رنگ پاشیدن بر هیچبر شانه ی خودم دستی تکاندمبرگشتمو به دور دست خیره شدمدر سرابانسان ها دسته جمعی تنها بودندو مرگی بی نوبتدر سینه ی من پابه پا می کردجای خالی اشکیبر گونه هایم خشکی زده بودبکتاش_آبتینلینک تلگرام + نوشته شده در دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰ ساعت 0:10 توسط شاهد عینی  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان حبیبی تاريخ: جمعه 13 اسفند 1400 ساعت: 4:00

از تو سخن از به آرامیاز تو سخن از به تو گفتن از تو سخن از به آزادیوقتی سخن از تو میگویم  از عاشق از عارفانه میگویم از دوستت دارم از خواهم داشت از فکر عبور در به تنهاییمن با گذر از دل تو می کردم  من با سفر سیاه چشم تو زیباست  خواهم زیست من باادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان حبیبی تاريخ: جمعه 13 اسفند 1400 ساعت: 4:00

تو آمدی

و زمان

دندان های درنده اش را

از من پنهان کرد

# مجید_ترک_تتاری

لینک تلگرام

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰ ساعت 20:14 توسط شاهد عینی  | 

برچسب: نویسنده: کیان حبیبی تاريخ: جمعه 13 اسفند 1400 ساعت: 4:00

دوستت دارم که
چنین
دیوانهوار و نجوا کنان
شباهنگام به سوی تو آمدم
که دوستت دارم
و تا فراموشم نتوانی کرد
روانت را با خود بردم
با من است
روان تو
هم اکنون
برای من است
به تمامی
در خوشیها
و
ناخوشیها
و
هیچ فرشتهای
نخواهد توانست
تو را از
عشق سرکش و سوزان من
رهایی بخشد

هرمان هسه

برچسب: نویسنده: کیان حبیبی تاريخ: جمعه 5 ارديبهشت 1399 ساعت: 17:16

بی هیچ نام میآیی
اما تمام نامهای جهان با توست
وقت غروب نامت دلتنگیست
وقتی شبانه
چون روحی عریان میآیی
نام تو وسوسه است
زیر درخت سیب نامت حواست
و چون به ناگزیر
با اولین نفس که سحر میزند میگریزی
نام گریزناکت
رویاست...

حسین منزوی

برچسب: نویسنده: کیان حبیبی تاريخ: جمعه 5 ارديبهشت 1399 ساعت: 17:16


زمان آن رسیده است
که دوست داشتن
صدای نغزِ عاشقانهای شود
که از گلوی گرم تو طلوع میکند

مرا به خوابِ عشقِ اولِ جوانیام رجوع دادهای
به من بگو چگونه این جهان جوان شود
بگو چگونه راز عاشقان عیان شود
عطش برای دیدنِ تو سوخته زبانِ من
به من بگو، عطش
چگونه بیزبان، بیان شود

نگاهِ آخرینِ من اگر همین روا بوَد
که لحظهای، برای لحظهای فقط
بهار، منظرِ نگاهِ من شود...

تو مهربان من، بیا کنار پنجره
که آفتابِ روح من عیان شود...

رضا براهنی

برچسب: نویسنده: کیان حبیبی تاريخ: جمعه 5 ارديبهشت 1399 ساعت: 17:16

صفحه بندی